سلاااااااااام من اومدم
سال نو مبارک
امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشین.
جالبه که اولین بهار با هم بودنمون با "۱" شروع میشه:بهار ۱۳۹۱
من که امسال تعطیلات پر ماجرایی داشتم
از همه مهم تر تصادف آقا پلیسه بود که باعث شد نیمه ی دوم تعطیلات هم بیاد خونه پیش خودم بمونه
خدا خیلی بهش رحم کرد.خدا رو شکر اتفاق خاصی نیفتاد فقط یه کم پاش آسیب دید.اما وقتی که آوردنش خونه شب خیلی بدی بود...هیچ وقت اینجوری گریه نکرده بودم.آخه تا وقی که از در وارد شد من اصلا خبر نداشتم تصادف کرده.بگذریم.ولی خداییش خوب ازش پرستاری کردم 
راستی قبل از عید هم طبق معمول شروع کردیم شیرینی درست کردیم.خیلی خسته شدیم اما هم خوش گذشت هم خیلی خوشمزه شده بودن.
۲تا جشن تولد هم داشتیم که خواهر آقا پلیسه با همکاری بنده
کیک تولد درست کردیم.خیلی خوش گذشت.
امسال از بس مهمونی رفتم خسته شدم.تازه بعضی جاها رو هم نرفتیم چون خوشبختانه مسافرت تشریف داشتن 
اتفاقای جالب زیاد میفتاد.منم دیگه خیلی کم خونه ی خودمون بودم
مامانم میگفت بی معرفت یه سری هم به ما بزن
آخه تا میخواستم برم خونه یه ماجرایی پیش میومد که بمونم.
بعد از تعطیلات هم رفتم دندون عقل بالاییمو کشیدم.اصلا درد نداشت
همچنان من متعجبم که چرا درد نداشت؟؟؟
الانم دچار حساسیت شدم.صدام گرفته و آبریزش بینی دارم 
آقا پلیسه شنبه ماموریت داشت رفت تبریز.دلم واسش تنگ شده
.الان داره برمیگرده،فردا میرسه.خدایا مراقب عشق من باش 
فکر کنم همه ی خبرا رو خلاصه کردم و گفتم
اگه چیزی یادم اومد باز میام مینویسم.
دوستون دارم
خاص نوشت:دوسش دارم